به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، بیش از یک دهه است که ملت یمن با یکی از طولانیترین و سختترین اشکال محاصره و تجاوز دستوپنجه نرم میکند؛ نبردی که از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی از پایداری و اراده در برابر تلاشها برای به زانو درآوردن یک ملت تبدیل شده است.
در شرایطی که تعلل عربستان و شانه خالی کردن از اجرای مفاد نقشه راه توافقشده ادامه داشت، یمن بر نبرد حمایت از غزه و جهتگیری به سوی دشمن صهیونیستی تمرکز داشت، در حالی که مطالبه پایان محاصره و بازپسگیری حقوق مشروع، همچنان در صدر اولویتهای یمنیها قرار داشت؛ کسانی که بارها تأکید کردهاند تداوم تجاوز بدون پاسخ نخواهد ماند. با این حال، دشمن سعودی از موضع یمن برای ادامه گستاخیهای خود سوءاستفاده کرد، تا اینکه با تکرار حماقت خود پس از تجاوز اخیر، مرحله جدیدی از تقابل را گشود.
در همین راستا، هدف قرار دادن فرودگاه بینالمللی صنعا، صحنه را به یک نقطه عطف بازگرداند؛ بهویژه پس از آنکه اصرار ریاض بر ادامه سیاست مجازات دستهجمعی و بستن یکی از مهمترین گذرگاههای انسانی به روی میلیونها یمنی آشکار شد. در مقابل، پاسخ یمن با هدف قرار دادن فرودگاه أبها و اعلام هشدار به شرکتهای هواپیمایی نسبت به استفاده از حریم هوایی عربستان، این پیام روشن را به همراه داشت که معادلات مرحله پیشین دیگر برقرار نیست و هزینه تداوم محاصره، دیگر تنها محدود به داخل مرزهای یمن باقی نخواهد ماند.
در سایه تحولات نظامی و سیاسی منطقه، ناظرانی از ایران، عراق و لبنان معتقدند تحولات اخیر نشاندهنده انتقال تقابل به مرحلهای جدید است که در آن، نیروهای مسلح یمن با تکیه بر توانمندیهای نظامی، پشتوانه مردمی گسترده و متغیرهای منطقهای و بینالمللی که در حال بازترسیم موازنه قوا در منطقه است، قواعد درگیری متفاوتی را تحمیل میکنند.
همسویی ژئوپلیتیک یمن و ایران؛ بر باد رفتن توهمات ریاض و حامیانش
این تحلیلها با دیدگاه دکتر وسیم بزّی، نویسنده و پژوهشگر سیاسی لبنانی آغاز میشود که تأکید دارد: تجاوز عربستان به فرودگاه صنعا، باقیمانده توهمات درباره ماهیت موضع سعودی را از بین برد. وی معتقد است هدف قرار دادن فرودگاه در زمانی رخ داد که پرواز ایرانی با ماهیت انسانی—خواه برای انتقال بیماران یا بازگرداندن افراد گرفتار—میبایست پلی برای حسن نیت باشد، بهویژه پس از گذشت چهار سال از آتشبس. اما ریاض در نتیجه خوی استکباری و ناتوانی در درک متغیرهای منطقه، چهره واقعی خود را با هدف قرار دادن فرودگاه نشان داد.
بزّی در گفتوگو با شبکه المسیره اشاره کرد: آنچه رخ داده، در بستر منطقهای وسیعتری قرار میگیرد؛ چه در سایه تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، چه آنچه بر سر غزه میآید، و چه واقعیت سلطه گری سعودی-آمریکایی بر لبنان.
وی توضیح داد: بمباران فرودگاه صنعا، عربستان را در جایگاه واقعیاش در معادله محاصره قرار داد و آشکار کرد که مسیر پکن میان ریاض و تهران، ماهیت رویکرد راهبردی سعودی را تغییر نداده است.
وی ادامه داد: ایران با وجود هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در برخی کشورهای خلیج فارس، تا به امروز پایگاههای آمریکا در داخل عربستان را هدف نگرفته است و بر این باور است که تجاوز سعودی و پاسخ یمن، آغازگر مرحله جدیدی از تقابل است که در آن «حق در برابر باطل ایستاده است».
بزّی از اهمیت ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در کنار یمن در نبرد رفع محاصره سخن میگوید و به موضع یمن در حمایت از ایران در برابر تجاوز آمریکا و سعودی اشاره میکند. وی معتقد است تحولات اخیر، پایهگذار نخستین «ارتباط و همسویی میدانی مستقیم» میان ایران و یمن با ابعاد بزرگ ژئوپلیتیک، نظامی و راهبردی است که جهان را به انتظار پیامدهای این همبستگی وا میدارد؛ بهویژه اگر نبرد تنگه هرمز با نبرد بابالمندب تداخل پیدا کند و آثار مستقیم آن بر اقتصاد آمریکا، غرب و اقتصاد نیروهای متخاصم به طور کلی نمایان شود.
وی با اشاره به حمایت مردمی گسترده از گزینههای رهبری، معتقد است خروج خودجوش و سریع مردم یمن در استانهای مختلف، پیام آشکاری از سطح آمادگی روحی و رزمی ملت یمن است. به گفته او، این حرکت مردمی بازتابدهنده حجم حمایت از رهبری و نیروهای مسلح است و تأکید میکند که نبرد رفع محاصره به نبرد مظلومیتی تبدیل شده که تمام ملت یمن آن را نمایندگی میکنند.
بزّی افزود: این حرکت مردمی، نشاندهنده اصرار، ثبات و پایبندی به دستاوردها در سایه متغیرهای موازنه قوا و دستاوردهای یمن در نبرد حمایت از غزه است. وی با طرح پرسشهایی درباره آینده تفاهمهای غیرمستقیم میان صنعا و واشنگتن، این احتمال را مطرح میکند که اقدام سعودی، درهای قواعد درگیری جدیدی را بگشاید که آثارش تا سراسر خلیج فارس گسترده شود.
او تأکید دارد که منطقه در آستانه مرحلهای است که خلیج فارس با آبها، کشورها و منافعش در کانون تقابل خواهد بود و میگوید اگر عربستان به این مسیر ادامه دهد، بیشترین آسیب را خواهد دید. وی به ریاض درباره خسارتهایی که ممکن است متوجه تأسیسات نفتی، گازی، فرودگاهها و منافع حیاتیاش شود هشدار میدهد؛ بهویژه در سایه استفاده از پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس برای حمله به ایران و تداوم تجاوز به یمن، و تصریح میکند که تصمیم واقعی در ریاض، همچنان تصمیمی آمریکایی-اسرائیلی است.
وی بر این باور است که عربستان با کابوس حضور مردمی یمن و موضع حمایتگرانه آن از مسائل امت، بهویژه مسئله فلسطین، دستوپنج نرم میکند و حضور گسترده مردمی در مراسم تشییع پیکر امام سید علی خامنهای را پیامی مهم میداند که خطوط کلی مرحله پیشِ رو در منطقه را ترسیم میکند.
بزّی در پایان تأکید کرد: یمن به جایگاهی مرکزی در محور مقاومت تبدیل شده و حضور یمنی، منبع نگرانی راهبردی برای عربستان است؛ عربستانی که فاقد عمق مردمی و اراده ملی است، در حالی که در مقابل، یمن از رهبری آزموده، نیروهای مسلح مجرب، ائتلافها و مشروعیت مردمی برخوردار است که آن را برای ادامه ثابتقدم در تقابل، واجد شرایط میسازد.
سه خطای ریاض، مشروعیت کامل شکستن محاصره و گسترش دایره بازدارندگی را به یمن اعطا کرد
در همین راستا، «نجاح محمد علی»، پژوهشگر عراقی در امور منطقهای معتقد است که تحولات اخیر را نمیتوان از صحنه منطقهای جدا دانست. وی بر این باور است که عربستان در کنار ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال ایفای نقش در تشدید تنش است؛ چه در ارتباط با بحران با ایران و چه در تداوم محاصره و تجاوز به فرودگاهها، بنادر و حریم هوایی یمن.
وی در گفتوگو با شبکه المسیره اظهار داشت: هدف قرار دادن فرودگاه صنعا نیز در همین چارچوب است و با هدف کشاندن منطقه به سوی یک جنگ فراگیر صورت میگیرد.
نجاح محمد علی پیشبینی میکند که پاسخ یمن به اصل «فرودگاه در برابر فرودگاه» یا «بندر در برابر بندر» محدود نخواهد ماند؛ بلکه پروندههای منطقهای از یمن تا ایران، عراق، لبنان و فلسطین به یکدیگر پیوند خوردهاند و هرگونه تقابل جدید، این جبههها را به یکدیگر مرتبط خواهد کرد.
وی بر این عقیده است که ریاض مرتکب سه خطای اصلی شده است: نخست، یک خطای تاکتیکی که با هدف قرار دادن فرودگاه صنعا، برای صنعا بهانهای فراهم کرد تا پاسخ دهد و تحت عنوان «دفاع مشروع»، مستقیماً در هرگونه تقابل منطقهای مرتبط با ایران درگیر شود.
وی افزود: خطای دوم، یک خطای راهبردی است؛ چرا که عربستان از نظر اقتصادی به نفت وابسته است، در حالی که تأسیسات نفتی و حیاتیاش در برابر هرگونه عملیات نظامی آسیبپذیر باقی ماندهاند؛ آن هم با وجود اینکه ریاض پیشتر با هدف کاهش تنش و پیوستن به مجموعههای اقتصادی بزرگی مانند «بریکس» و «شانگهای»، مسیر پکن را پذیرفته بود.
نجاح محمد علی در ادامه گفت: خطای سوم، یک خطای سیاسی است که ناشی از اصرار ریاض بر باقی ماندن در ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی در زمانی است که جهان شاهد گذار به سوی نظام چندقطبی است.
وی در مورد پاسخ یمن تأکید کرد: ضربه به فرودگاه أبها تنها یک پیام اولیه است و نبرد برای رفع محاصره وارد مرحله جدیدی شده است. وی احتمال میدهد که این اقدام، آغازی بر فروپاشی محاصره تحمیلی بر یمن باشد.
این پژوهشگر عراقی در پایان خاطرنشان کرد: هدف قرار دادن صنعا، به یمنیها مشروعیت کامل اعطا کرد تا به اقداماتی گستردهتر روی بیاورند که ممکن است با توجه به حقوق مشروعشان، معادلات مرتبط با بابالمندب و دریای سرخ را نیز شامل شود؛ بهویژه پس از ۱۱ سال فداکاری و پایداری در برابر تجاوز و محاصرهای که توسط عربستان و ایالات متحده آمریکا اجرا شده است.
حقوق با قدرت ستانده میشود؛ تجاوز، مجازات یمن به دلیل حمایت از غزه است
از سوی دیگر، «محمد گروی»، نویسنده و پژوهشگر ایرانی تأکید کرد: پس از یازده سال محاصره، حق یمنیهاست که حقوق خود را شخصاً بازپس بگیرند و تصریح کرد که حقوق، داده نمیشود بلکه با قدرت، اراده و پایداری مردمی ستانده میشود.
گروی در گفتوگو با شبکه المسیره با طرح این پرسش که دلیل ادامه بستن حریم هوایی یمن چیست، اظهار داشت که بازگشایی فرودگاه صنعا هیچ ضرری برای عربستان ندارد و یمن به دنبال تجاوز به هیچکس نیست، بلکه تنها خواستار حق طبیعی خود در پایان دادن به محاصره است.
وی میان موضع عربستان و سیاستهای آمریکا و اسرائیل پیوند برقرار کرده و توضیح میدهد که این محاصره، مجازاتی برای یمن به دلیل موضعش در حمایت از غزه بوده است.
وی افزود: اطلاعاتی وجود دارد که از پیامهای سعودی به رژیم صهیونیستی مبنی بر آمادگی برای بازگشت به مسیر «توافقات ابراهیمی» خبر میدهد و این امر، تجاوز به یمن را به بخشی از این مسیر سیاسی تبدیل میکند.
گروی تأکید دارد: منطقه اکنون به دو جبهه تقسیم شده است: جبهه مقاومت و جبههای که توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی رهبری میشود و معتقد است عربستان ترجیح داده در اردوگاه دوم بایستد.
در حالی که گروی به عربستان هشدار میدهد که باید پیامدهای این انتخاب را بپذیرد، همزمان از این کشور میخواهد در موضع خود بازنگری کند و توضیح میدهد که خواسته از ریاض، پیوستن به محور مقاومت نیست، بلکه خروج از دایره سلطه آمریکا و توقف محاصره ملت یمن است.
این پژوهشگر ایرانی در پایان گفت: متغیرهایی که منطقه از هفتم اکتبر به بعد شاهد آن بوده و همچنین عقبنشینی نفوذ آمریکا و صهیونیسم، فرصتی را در برابر ملتهای منطقه قرار داده است تا حقوق خود، بهویژه پایان دادن به محاصره یمن و حل پروندههای باقیمانده در لبنان و دیگر نقاط را بازپس گیرند. او تأکید کرد که باید اکنون از این فرصت بهرهبرداری کرد؛ چرا که حقوق جز با عمل و اراده ستانده نمیشود.











نظر شما